پاکوب

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند...

پاکوب

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند...

اخبار وبلاگ:
گشایش مسیر جدید پایین دیواره انجیر چشمه
Ghadr 5.10b

طبقه بندی موضوعی
20تیرماه 91 برنامه ای داشتم برای صعود به بام ایران... سه شنبه ساعت 10 شب گنبد را به مقصد روستای ناندل ترک کردیم،پس از رسیدن به روستا بارها رو جا به جا کردیم و برای حمل توسط قاطر آماده کردیم.. به سمت سنگ بزرگ راه افتادیم،بارها رو برای حمل تحویل دادیم. حرکت رو شروع کردیم به سمت جانپناه 4000،بعد از 4 ساعت رسیدیم. دو گروه از شهر های اسلام شهر و مشهد در منطقه حضور داشتند،بچه ها به استراحت و برپایی چادر مشغول شدند.. صبح روز بعد عده ای از دوستان به علت ارتفاع زدگی در جانپناه موندند و بقیه دوستان عازم قله شدند،ساعت4 صبح گام برداری رو شروع کردیم. تقریبا بعد از 3 ساعت به جان پناه 5000 رسیدیم،یکی از دوستان به علت ارتفاع زدگی در جانپناه موند. بقیه تیم شروع به حرکت کردند گروهی از قسمت شمال شرقی در حال صعود بودند زیبایی زیبایی و زیبایی... ساعت 2 من به همراه 3 نفر از همنوردانم به قله رسیدم...ممنونم از علی آقا،احمد آقا،سید عزیز برای استقبال گرمی که از من در قله کردند،شروع به عکس گرفتن و استراحت کردیم،کمی بعد دوستان هم بوسه بر قله زدند...تقریبا یک ساعت در قله بودم به همین دلیل سردرد خیلی شدیدی گرفتم..چاره ای جز تحمل نبود.. مسیر برگشت از یخچال دوبی سل بود و یخچال رو به سمت چپ تراورس کردیم،ساعت8:30 به جانپناه 4000 رسیدیم. ناگفته نماند که همنوردان گلم برای استقبال از ما به جانپناه 5000 اومده بودند..دوستانم گام هایم را به یاد شما برداشتم.. شب را در جانپناه سپری کردیم،صبح مجبور بودم آن همه زیبایی را ترک کنم،ساعت8 صبح حرکت کردیم و ساعت 12 به سنگ بزرگ رسیدیم.
متاسفانه تصاویر این صعود پاک شده است
امید قدیم
۲۴ تیر ۹۱ ، ۱۴:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
سلام و درود به دوستان گلم... این هفته قرار بود برنامه شب مانی در قلعه ماران اجرا کنیم که به هم خورد... دوستان موافق برنامه اتره بودند ما هم کوله رو بستیم واسه اون منطقه. وارد جنگل که شدیم یه مقرار توقف کردیم که یه گروه دیگه هم به چشم می خوردند،از خان ببین آمده بودند،تعدادشون هم زیاد بود. شروع به حرکت کردیم و یه سنگ مناسب پیدا کردیم یه کم بولدر کار کنیم،البته یه مقدار خیلی کم خیس بود!باران باریده بود و ما خبر نداشتیم!خلاصه تمیزش کردیم تا بشه چند تا حرکت بزنیم... صبحونه رو همون جا خوردیم و بعد حرکت کردیم به سمت غار.خاک نزدیک ورودی غار خیلی نرمه و ریزش زیادی داره... عکس بچه ها در ورودی غار.. یه حفره خیلی کوچیک انتهای غار هست که دیدنش بد نیست...خیلی باحال بود.. یه مقدار هم توی غار موندیم و بعد حرکت کردیم به سمت آبشار،گروهی که اول مسیر دیدیم هم رسیده بودند. اینم عکس دوستان...
امید قدیم
۲۴ ارديبهشت ۹۱ ، ۱۱:۱۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
به استحضار جامعه ی کوهنویسی میرساند با توجه به اطلاعیه های قبلی تا تاریخ 30 فروردین زمان برای اعلام پیشنهاد میزبانی داده شد و از روز 31 فروردین ماه تا پایان روز 3 اردیبهشت زمان برای رای گیری در خصوص میزبانی صعود قلم در نظر گرفته شده است . دوستان می توانند 2 رای با اولویت اول و دوم در نظر بگیرند . رای اول 10 امتیاز دارد و رای دوم 5 امتیاز پیشنهادات بر اساس حروف الفبا : 1-     قله باقران - میزبان : آقای هزاری،مرتضی صالحی 2-     قله برف انبار- میزبان : آقای محمد نادعلی نسب 3-     جنگل و آبشار خرپاپ میزبان : آقای فرید صدقی 4-      قله قبله -میزبان : آقای سعید لک ادامه مطلب در وبلاگ صعود قلم رای من برای هفتمین دوره صعود قلم... قله ی برف انبار قم درود بر دوستان.
امید قدیم
۲۹ فروردين ۹۱ ، ۰۴:۵۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
مرداد ماه امسال یه صعود داشتم به توچال تنهاااای تنها که صعود خیلی خوب و شیرینی بود و دوستان خوبی پیدا کردم.بنجشنبه ساعت 9 حرکت کردم تو ماشین که اصلا استراحت نکردم جمعه ساعت تقریبا 6 تهران رسیدم.فکر کنید کیسه آبمو سفت نبسته بودم و ..... سوار تاکسی شدم و رفتم دربندو رسیدم مجسمه کوهنورد. آب خریدم و یه مقدار خوراکی شروع به حرکت کرم.در بین راه عکس هم گرفتم این عکس رو یه آقا پسر کوچولو گرفت. و باز هم حرکت برای لیلا اسفندیاری بنر یادبود گذاشته بودند.... خدا رحمتش کنه... تقریبا ساعت 9:30 رسیدم شیرپلا صبحونه خودم یه آقایی بود که انگار چند وقته میشناسه منو صمیمی با هم نشستیمو صحبت کردیم و اون رفت من یکم استراحت کردم و دوباره حرکت. ساعت12رسیدم علی امیری. یه مقدار استراحت کردم و آب برداشتم و با چند نفر هم صحبت شدم و دوباره شروع به حرکت کردم. ساعت 2:20رسیدم قله واییی خدایا توچال رو خیلی دوست دارم. یکم استراحت تو پناهگاه دوستای خوبی پیدا کردم و تجهیزاتشون کم بود کمکشون کردم تقریبا یه ساعتی قله بودم و همه داشتن بر میگشتن بودم.من میخواستم این دفه بدون تله کابین برگردم و همین کارم کردم اما خیلی خسته شدم.ساعت8!رسیدم دربند....
امید قدیم
۱۵ شهریور ۹۰ ، ۱۳:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر